تبلیغات
 ❤✤یه چرخ دور این کره ی خاکی✤❤ - دلنوشته...

آسمان آبی بود.آفتاب میتابید و به زمین گرمی هدیه میداد.شکوفه ها باز شده بودند .
آری زمین دوباره جان گرفته بود.
 
نـاگهان
آسمان ابری شد .آفتاب بی فروغ گشت و زمین را سردی فرا گرفت و گلها از سردی دل روزگار پژمردند ...

چه شد دنیای شیرین کودکی؟؟!!

   چه شد روزهایی که جز خنده چیزی بر لبان مردم نبود ؟؟

دنیا را سردی فرا نگرفتــــــــــــــ ؛

دل ها ســرد شد.
محبت ها کم شد .
 
لبخند ها محو شد .
 
و در نهایتـــــــ  زندگی سخت شد !!

زندگی را سخت کردیم .زندگی را سخت زندگی کردیم.به فکر آینده بودیم و حال را    فراموش کردیم!!
هرروز،هرروز،هرروز  به دنبال خوشبختی گشتیم
 
اینور،آنور،در این چیز در آن چیز
گفتیم اگر فلان چیز را داشتم خوشبخت بودم .اگر فلان میشد خوشبخت بودم اگر ...
 
صد اگر گفتیم و غافل از آنکه خوشبختی زیر پاهایمان بود و در آسمان ها پی او گشتیم...
 
آیا زندگی را زندگی کردیم؟؟

نه فقط زندگی را سخت کردیم...





پ.ن :ســــــــــــلام بچه هاجوون شرمنده که خیلی دیر آپ کردم و به وباتون دیر سرزدم
        این تابستون خیلی سخت بود شاید برای من ولی میدوونین به این نتیجه رسیدم که خودم شادی رو از خودم دزدیدم .خدارو شکر مدرسه ها داره واز میشه راستی دارم چنتا کتاب میخونم خیلی زیبان دوست داشتین بخونینشون (مشکلات را شکلات کنید و کلمات معجزه آسا)
خوش باشین و خوشحال همه جا
تاریخ : چهارشنبه 22 شهریور 1391 | 04:10 ب.ظ | نویسنده : سارا مالکی | نظرات شما دوستای نازنین
نمایش نظرات 1 تا 30

  • paper | گسیختن | فارسی بوک