تبلیغات
 ❤✤یه چرخ دور این کره ی خاکی✤❤ - oon rooze barfi

یادته اون روزه برفی
وسط فصل زمستون
تو پریدی پشت شیشه 
من زدم از خونه بیرون؟
یادته بم اشاره کردی
 که آدم برفی بسازم
برا ساختنش رو برفا
هرچی که دارم ببازم؟
گوله گوله برف سردو
رویه همدیگه میچیدم
شاد و خندون بودم انگار
که به آرزوم رسیدم
روی پیشونیش با یه پولک
یه خال هندو گذاشتم
واسه چشماش دو تا الماس
جای پوس گردو گذاشتم
رو سینش با شاخه یاس
یه گلوبندو کشیدم
روی لبهاش با اجازت
طرح لبخند رو کشیدم
یادمه با نگرونی
تو یه ها کردی رو شیشه
دزدکی برام نوشتی
تکلیف قلبش چی میشه؟
شرم گرم لحظه هارو
 توی اون سرما کشیدم
قلبم رو دادم نگفتم
تن اون از جنسه برفه
عاشقونه فکر میکردم
نمی گفتم نمی صرفه
ولی فصل آشنایی
زود گذر بود و گریزون
شما از او خونه رفتین
آخر همون زمستون
رفتی و قصه اون روز
واسه من مثله یه خواب شد
از بت گرم جدایی
آدمک برفی هم آب شد
کاشکی که میشد دوباره
روبروت یه جا بشینم
یا که رد پاتو رو برفا
توی کوچمون ببینم
کاشکی میشد توی دنیا
 هیچ کسی تنها نباشه
عمر آدم برفیامون
امروز و فردا نباشه
قول میدم تا آخر عمر
دیگه قلبمو نبازم
بعد تو تا آخر عمر
آدمک برفی نسازم



ســـــــــــــــــــــــــــــلام+100ســــــــــــــــــلام به شما دوستای ماه
این شعر رو خیلی دوست دارم خیلی متنش مهربونه
خوب ...
خوبین؟؟؟؟خوشین؟؟؟؟
ببخشید یه مدت نبودم 
امیدوارم بتونم جبران کنم این کاستی رو
دوستون دارم دوستای مهربونم


تاریخ : دوشنبه 27 آذر 1391 | 08:27 ب.ظ | نویسنده : سارا مالکی | نظرات شما مهربونا
نمایش نظرات 1 تا 30

  • paper | گسیختن | فارسی بوک